ادبیات پارسی با عقل و منطق و علم جور در نمی آید؟؟؟
آقای ایکس: شاهنامه و نظامی گنجوی! یه چیزی که با عقل و منطق و علم جور در نیاید!!!
آقای ایگرگ: شاهنامه پر از افسانه س!!!
نتیجه گیری مستتر در جملات آقایان ایکس و ایگرگ::: ادبیات پارسی پر است از بی منطقی و بی عقلی و همچنین تماماً در منافات با علم.
باور کنید این دو تا جمله را از خودم ننوشتم. دیالوگهای درخشانِ رد و بدل شده، آنهم به شکل کاملاً پینگ پنگی، مابین دو شخصیت پروتاگونیست!!! یک سریال تلویزیونی است. باید اعتراف کنم که اولِ اولش از سریال مذکور خوشم آمد و چندین روز هم پیگیر ماجراهایش شدم. اما وقتی این دو تا جمله رو از دهان کاراکترهای گارآگاه سریال شنیدم، آنی پی بردم که بحث نابودی فرهنگ و اینطور چیزهاست. در ابتدای امر فردوسی بچه بازی بیش نبود!!!! حالا شاهنامه اش تبدیل شده به چیزی (دقیقاً چیزی و نه کتابی) که با عقل و منطق و علم جور در نمی آید. این بود نتیجه گیری دو کارآگاه به ظاهر عاقل در رد گیری یک دزد فراری. چون طرف (فراریه) تو تلفن به یه نفر دیگه گفته بود؛ شاهنامه و نظامی گنجوی؛ بنابراین این دو پلیس باهوش به این نتایج مبتذل رسیدند.
روزی دوستی فیلمساز که در شاهنامه خوانی ید طولائی داشت، برادرانه و با وسواس زیاد به من توصیه کرد که شاهنامه را بسیار با دقت بخوانم. اعتقاد داشت (بسیار اعتقاد درستی بود) که درسهای بسیار خوبی مِن باب کارگردانی فیلم و تدوین از آن خواهم آموخت. نمونه اش جامپ کاتهای خوبیست که در قصه های شاهنامه وجود دارد. کسی چه می داند شاید واقعاً فنی بنام تدوین از همین شاهنامۀ ما استخراج شده باشد. چندان مسئلۀ عجیبی نیست. البته قصدم نادیده گرفتن، زیر سؤال بردن یا خدشه دار نمودنِ (به روش دو کارآگاه مذکور) جایگاه و زحمات افرادی چون؛ جرج ملیس، پورتر، گریفیث و آیزنشتاین در پدید آوردن فن تدوین د سینما و فیلمسازی نیست. اما می شود به این موضوع نیز فکر کرد که نخست ادبیات پدید آمد، بعد تئاتر و سینما. نگاهی به ترتیب پدید آمدن هفت هنر (1. نقاشی 2. مجسمه سازی 3. معماری 4. ادبیات 5. موسیقی 6. تئاتر 7. سینما) چندان جای شک باقی نمی گذارد که دستمایه قرار دادن ادبیات؛ به خلق هنر هفتم؛ (سینما) و سپس مقوله ای به نام تدوین که مورد بحث است؛ به طرز زیرکانه ای منجر شده است. گرچه هیچ چیز در این جهان نیست که قطعیت داشته باشد و می شود این نظریه را رد کرد. اما نمی شود جایگاه ادبیات پارسی را به هر طریقی نادیده انگاشت. و اساساً اگر کسی چنین عملی را انجام دهد، بدم نمی آید استخوانهایش را نرم کنم.
نتیجه گیری اخلاقی به سبک ابراهیم نبوی::: تماشای تلویزیون در منزل ما بیش از پیش تحریم اعلام می شود. چون علی الاصول نتیجه ای جز ضربه زدن به فرهنگ و ادبیات پارسی در بر ندارد.
***رقص نیز یکی از هنرهاست. طبقه بندیهای گوناگونی برای هفت هنر وجود دارد. برخی ادبیات را جزو آن نمی دانند و برخی رقص را. شما بگوئید حرکات موزون.
نظرات ()